رمق نبود به تن من-روضه حضرت زینب(س)

رمق نبود به تن من که پیکرم افتاد
همین که رفتی تو از حال, مادرم افتاد
منی که بال ملائک,دستهایم بود
تو دست و پا زدی اما,من پرم افتاد
برای ادامه شعر به ادامه مطلب بروید

+ نوشته شده در شنبه یازدهم آبان ۱۳۹۲ ساعت 14:57 توسط نوکر زهرا(س)
|

لطف مادرت بود که شاعر شده ام