http://s3.picofile.com/file/7682775264/1999_1.jpg

حسن حال و هوای تورا میفهمد

به عینه دید ضرباتی که خورد به پهلویت

تو سعی نکن که مخفی کنی از حسنت

میان کار دیدم شکسته بازویت

رخ قشنگ تو و دست یک حرامزاده

نقاب بزار تا پدر ندید رویت

گرفتم که چرا معجر میزاری

میان آتش در سوخته مویت

پرم شکسته بود میان کوچه ها به خدا

مغیره هم نزاشت تا بیایم سویت

ببین چه وحشیانه تورا سیلی زد

که همره رخ تو پاره گشت ابرویت

چرا پا نمیوشی از جا ای مادر من

مگر مغیره شکسته هردو زانویت

چقدر اهل مدینه بی حیا هستند

پدر ببین خمیدست قد بانویت